خرید بک لینک
اِی بر پدرت دنیا،آهسته چهها کردی بین من و دیروزم مغلوبه به پا کردی ... اِی گافِ گناه،اِی عشق،بانوی بنی عصیان اِی گندمِ قبل از کشت،اِی کودکیِ شیطان اِی دردسرِ کِشدار،اِی حادثهی ممتد اِی فاجعهی حتمی،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا توکلی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 6:02

بر خاک تن غم ها نشاند و "او" بهانه کرددل را به رد خود دواند و "او" بهانه کرد...!! من هر طواف خود به گِرد دیده اش زدمجان را به کام گِل کشاند و "او" بهانه کرد...!!قلب سیه پوش مرا دست فلک سپردسِیلی ز دیده ام چکاند و "او" بهانه کرد...!! همخواب رویایش شدم وقتی که دل گرفتداغی به سینه ام رساند و "او" بهانه کرد...!! من را میان کوچه ی ماتم به خود سپردآهی ز ریشه ام سراند و "او" بهانه کرد...!! روزان به سوز ناله و شب ها به طعم مرگچوبی به دست من چپاند و "او" بهانه کرد...!! #صادق_اصغری (مرصاد) برچسبها: کوچه , عبس , شاعرانه , صادق , مرصادادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا توکلی تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 17:18

کوچه کوچه گشتم و جز تو کسی چاره نبودآخر این قصه هم جز حسرت و ناله نبود...!! فکر کردم قاتل ضحّاک جانم میشویکل دنیا رفتم و چون تو کسی کاوه نبود...!!در هوایت مردم و مردی به سوز عشق اوکه به سختی من اینگونه کسی ساده نبود...!! روی گرداندی که شاید او سرانجامت شودهمچو من هیچ کسی سوی تو دلداده نبود...!! راه و رسم عشق از جانان به من آمد چنینتا ابد رفتم ولی سوی تو این جاده نبود...!! خالی از هر ثروتم جیبم سرای باد هاستجز کمی سبزینگی چیزی در این شاخه نبود...!! شعر من کارگر نفس فزون خواه تو نیستکه اگر بود کسی جز تو در این خانه نبود...!! #صادق_اصغری برچسبها: خودنشان , صادق , مرصاد , شاعر , نویسندهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا توکلی تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 17:18

پرده هارا دور کنپَنجَره هارا بازقدمی چشم به آن چشمه ی تنویر بدوزسینه ات را بگشای بغض هارا خالیآنچنان داد بزن بر درو درگاه حبیبکه همه عالمیان پی به درونت ببرند باز از جانان گوی...آنکه بشکست تورا...!!آنکه صد کوچه به امید وصالش گشتی...!!انکه بگذشت ز تو...!!آنکه تردید نَزَد بر دل خود هیچ برای رفتن..!!بعد آن از عالم...!!انکه بازیچه ی دستش شده ای..که گَهی سهل و گَهی سخت شود از بر تو و شده چاره ی هر درد,ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا توکلی تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 8:30

نشد که یک حضور تو مرا ز غم رها کند...
نشد که چشم های تو ز دلبری حیا کند...!!
.
جوانیم تباه شد به سوز آتش فِراق..
منو رهایی از قفس, خدا کند خدا کند..!!
برچسبها: خودنشان , صادق , مرصاد , شاعر , نویسنده

برچسب: نویسنده: النا توکلی تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 8:30

نگاه تو درون دل دوباره داد میزند
سکوت مجرم مرا به عینه دار میزند

دلی که تازه از خزان به فصل نو رسیده بود
دوباره مبتلا شد و به سجده, زار میزند

صادق اصغری (مرصاد)


برچسبها: مرهم , مریم , دل , عشق , جدایی

برچسب: نویسنده: النا توکلی تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 8:30

می رسی بر خاطر و در سینه غوغا می شودشوق شعری تازه در دل باز احیاء می شود.در میان واژه ها می جویم اوصاف تو رابر قلم می رانم و بر صفحه انشاء میشود.برق چشمانت دلم را سوی شعرم می برد برگه ی آزادیم آخر کی امضاء میشود?.مرد رویایت نبودم این تو این بیگانگانلیک این تن بعد تو در خوابِ اغماء میشود....در دیار غربتی اما دلت در قربت اش..صادقیه ها و ... کی از دل امحاء میشود?.هر زمان در شعر خود درگیر با این جمله ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا توکلی تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 8:30

با غرش یادت بر اين قلب پر از آهم...
چشمان من هر روز بیش از پیش میبارد..

کی جای من بودی و کی دانستی از حالم
هرلحظه بی تو بودنم از عمر میکاهد...

من در کویر چشم تو لب تشنه میگردم
عشق تو این تن را به جبر خاک میراند...

اندر وصال تو ازین دنیا گریزانم...
با یک نگاهت جان خود تقدیم میدارم

من تا ابد ها بر وصالت پای میرانم...
از من نخواه کز این جنونم دست بردارم..

#صادق_اصغری


برچسبها: مرهم , مریم , دل , عشق , جدایی

برچسب: مریم, نویسنده: النا توکلی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 4:01

به منو عاشقیو یاد نگاهت لعنتبه تو رفتنیو جام وصالت لعنت..!! ..به صبوری خودم بلکه قدم برداریبه همه سوی دلم, بر من جاهل لعنت..!!.به همه بغض که هنگام نوشتار خصالت داشتمبه دلی که نشد از یاد تو فارغ لعنت..!!.به نگاهی که شده خشک به درگاه ورودبه دلی که ز خدایش شده غافل لعنت..!!.به هوایی که به هر دم قاصد بوی تو بودبه دلی که نشد از ظلم تو قانع لعنت..!!.به صدای خسته ی باد میان پاییزبه تویی که همه ام را شده قاتل لعنت..!!.به حضورم, به خضوعم, به وضوح حسمبه غیوبت, به غرورت , و به قاصر لعنت..!!.به قدم های سراسیمه به سوی شَهرت...به دو چشمی که دلم را شده فاتح لعنت..!!.به همه شعر که از دل به نگاهت آمدبه همه شاعادامه مطلب

برچسب: لعنت, نویسنده: النا توکلی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 4:01

تمام شد دل من ،ماه خوب مهمانیچه تند می گذرد لحظه های پایانیخداکند که دگرباره میهمان بشویمبه این ضیافت لبریزِ لطـفِ ربـٌـانی.... طعم شیرین مسلمانی ام از ماه خداستاین دل ودیدهٔ بارانی ام از ماه خداستکمی از بار گنــاهــان، دلـم آرام گـرفـتخاطرات خوش مهمانی ام ازماه خداست...جمع شدسفره مهمانی ات ای خوبترادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا توکلی تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 19:54

و قسم بر در آن والی والا...قسمم بر سر آن ساقی رعنا... که دو آن, چشم نگین گون تو بر من، چه گران شد ... که به هرسو و به هر جا بروم نقش به آن بود... "تو" مگر کیست؟! که اینگونه دلم، بر در خود مرثیه خوان شد...!؟ نکند حوری عین است در این دار بلا..!؟ نکند منجی غیب است بر این جان تباه...!؟ تا بدین لحظه کسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا توکلی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 1:57

اینکه دل را تو بدست هرکه دادی بشکست...اینکه از نبودنش، عقل سرت رفت ز دست... مشکل از وی نبود، بلکه از آن بخت تو بود... اینکه خوردند و شکستند نمک دانت را... و بغیر آن نمک دان، دوآن دستت را... مشکل از وي نَبُوَد، بلکه از آن بخت تو بود... اینکه بینی به دلت هیچ کسی همدل نیست... هر که هم بود به یک آن همادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا توکلی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 1:57

دوباره در نبود تو، دست بر سیگار بردم...

دوباره در خیال خود حسرت وصال خوردم...

فکر آن دیده ی زیبا، زسرم هوش بیفکند...

اشکم از سوز نبودت قلبم از ریشه بیفکند..

من ندانم به چه برهان نظر فصال داری...

من ندانم که چگونه قدمت به دل گذاری...

من برآنم که به هر راه، دست تو بدست گیرم...

تو بخواهی که به هرجا بروی و من نبینی...

این همه جفا که از تو برسد به من غمی نیست...

دست من به تو رسیدن، باز هم خدا نخواهد...


برچسبها: نبودن , حضور , عشق , زندگی , یار

برچسب: نویسنده: النا توکلی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 1:57

به شبی بی هیچ علت دل بهانه میگرفت....بر در و دیوار میزد هر زمان....یاد از آن لیلای بی حس و دل و جان میگرفت....یاد از آن بانو، که هر دو دیده اش همچون غزل....یاد از آن سنگین دل سبزین نظر....آنکه با هر حرب، جانم دست یغما داد رفت....آنکه با این درد قلبم آشنایی داد سخت....آنکه این عالم همه داغش به جانم عادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا توکلی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 1:57


✅قاصد...

کاش بودِ تو به من, خویی داشت...!!

یا که مهرم به دلت, راهی داشت...!!

یا که آن واسط مکار, پسِ آن کوبش...

اینبار دگر از برِ من, خیری داشت...!!

حتما که تو با گویش او سخت شدی...

ای کاش کسی بر دل سنگش چون "خود"...

از قهر و حسد, خنجری از غم می کاشت...!!

✅اینستاگرام:
▶️#green_rime
برچسبها: قهر , حسد , مریم , قاصد , عشق

برچسب: نویسنده: النا توکلی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 1:57

صفحه بندی