من هر طواف خود به گِرد دیده اش زدم
جان را به کام گِل کشاند و "او" بهانه کرد...!!
قلب سیه پوش مرا دست فلک سپرد
سِیلی ز دیده ام چکاند و "او" بهانه کرد...!!
همخواب رویایش شدم وقتی که دل گرفت
داغی به سینه ام رساند و "او" بهانه کرد...!!
من را میان کوچه ی ماتم به خود سپرد
آهی ز ریشه ام سراند و "او" بهانه کرد...!!
روزان به سوز ناله و شب ها به طعم مرگ
چوبی به دست من چپاند و "او" بهانه کرد...!!
#صادق_اصغری (مرصاد)
برچسب:
نویسنده: النا توکلی